https://shohada.org/fa/shahid/content/208841
شناسه خبر: 208841
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۴:۳۶
خاطرات نحوه مجروحيت
راوی مهدی میرزایی صفی آباد : بعد از شروع عملیات بیت المقدس در ادامه عملیات نبرد در جاده اهواز بود که قرار بود ما از کانال بیوز حمله کنیم . در شب عملیات برای باز کردن معبر جلو رفتیم و سپس بچه ها را جلو بردیم شب قبل نیز از همان معبر عملیات شده بود و زیاد با موفقیت همراه نبود . من همراه برادر شهید ایرانلو _ خدا رحمتش کند _ بودم . بچه ها را از طرف راست عبور دادیم چون دشمن از سمت چپ عمل می کرد پس ما باید از سمت راست کانال عمل می کردیم . همین طور که مین ها را خنثی می کردیم ، جلو رفتیم و به خاکریز دشمن رسیدیم . ما جزء اولین نفراتی بودیم که به بالای خاکریز دشمن رسیدیم . بعد به فکر افتادیم که برگردیم و نیرو بیاوریم یا نیاوریم که شهید ایرانلو گفت : بیا خودمان به خاکریز دشمن برویم . شاید یک کاری بکنیم ما رفتیم ولی دشمن متوجه شد و سر و صدا کرد ، بنا بر این ما مجبور به فرار شدیم . چون ما را روی خاکریز دیده بودند به طرف ما تیر اندازی کردند و یک تیر به دست من خورد و اسلحه از دست من افتاد من را به بیمارستان اهواز منتقل کردند در اتاق عمل چهار دکتر کشیک شب بودند سه تا مرد و یک زن - سه دکتر می گفتند باید دستش را قطع کرد و دکتر دیگری می گفت : نه ، ما پیوند می زنیم ان شاءالله خوب می شود . چون شریان دست من قطع شده بود و گویا تا به حال این نوع پیوند نزده بودند . سر انجام گفتند توکل بر خدا می کنیم و پیوند می زنیم . اگر گرفت که گرفت وگر نه در اتاق عمل قطع می کنیم به من آمپول بی هوشی زدند . یک وقت چشم باز کردم دیدم در اتاق استراحت هستم . ساعت 9 یا 8 صبح بود همان چهار دکتری که شب بالای سر من بودند آمدند و گفتند : دستت را بده و دیدند که نبض من میزند . بعد یک تکان عجیبی خوردند گفتند : صلوات بفرستید من گفتم : چه شده است گفتند : هیچ چیز نشده است . به حمد الله عمل موفقیت آمیز بود و عصب رگ شیریان شما وصل شده و من هم چون آنها به من خدمتی کرده بودند گفتم : بعد از این ، این دست هر چه کار کند برای شما می کند چون واقعاً شما بودید که دست من را خوب کردید و پیوند زدید