https://shohada.org/fa/shahid/content/208865

شناسه خبر: 208865
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۴:۳۶

ايثار و فداکاري

راوی علی موحدی : یک شب درپادگان ظفر (ایلام) بودیم. ظاهراً چند نفر می خواستند به دیدن حضرت امام بروند . دیدار خصوصی بود- که ظاهراً خود امام خواستارش بودند که رزمندگان با همان لباس جبهه و رزمندگی بروند. بالاخره رفتیم و داخل کانتینر فرماندهی برادر مرتضی قربانی نشستیم. صحبت از دیدار امام شد، همه دلشان می خواست به دیدار امام بروند از جمله خود من هم خیلی علاقمند بودم. ولی از بین همة اینها آقای قربانی شهید میرزایی را انتخاب کردند و گفتند: شما بلند شوید به اهواز بروید تا از آنجا با هواپیما جهت دیدار حضرت امام به تهران بروید- معمولاً کسانی هم که اینطوری به دیدارحضرت امام به تهران بروید- معمولاً کسانی هم که اینطوری به دیدار حضرت امام میرفتند بعداً به شهادت می رسیدند- یادم هست آن شب ایشان با یک وانت لنکروز به اهواز رفتند. اما قبل از اینکه ایشان به اهواز برود به خط چزابه رفته بود و یکی از این بسیجی های تخریبی را که سنش هم از همه کمتر بوده، با همان لباسش بلند کرده و بدون اینکه چیزی به او بگوید او را به اهواز آورده بود و سوار هواپیمایش کرده و به جای خودش برای دیدار حضرت امام فرستاده بود و خودش فردای آنروز به ایلام برگشت. بعداً من از شهید قاسم موحدی که آن شب با ایشان بوده است جریان را شنیدم.