https://shohada.org/fa/shahid/content/209054

شناسه خبر: 209054
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۴:۳۹

لحظه و نحوه شهادت

راوی حبیب قائنی: در غروب یکی از روزهای اوایل فروردین ماه سال 63 در خط مقدم در سنگر نگهبانی بودیم. همین طور که در حال دیده بانی بودیم مشاهده کردیم یکی از لودرهای عراقی در گل گیر کرده و نیروهای عراقی دارند می آیند تا لودر را از گل بیرون بکشند.سید احمد تصمیم گرفت که تانکها و عراقی ها را که در آن طرف بودند منهدم کند. بنابراین رفت و دو تا آرپی جی برداشت و شروع کرد به زدن آن دو تانک ولی متاسفانه هیچ کدام از آن دو به هدف نخورد و هوا تاریک شده بود و دید کافی را برای زدن آرپی جی سوم نداشت در همین فاصله نیروهای بعثی سنگر را شناسایی کرده بودند و با خمپاره شصت منطقه را هدف گرفته بودند و حتی مهلت نمی دادند که از سنگر بیرون بیاییم در همین حال بود که صدایی را شنیدم مثل اینکه کسی را از بالا به پایین پرتاب کنند.من سید احمد را صدا زدم ولی دیدم کسی جواب نمی دهد. خلاصه به هر سختی بود پیکر پاکش را پیدا کردم در همان تاریکی دستم را به صورتش کشیدم و فهمیدم که صورت مبارک او آغشته به خون است. بغض کنان به سنگر برگشتم و با فرماندهی تماس گرفتم و گروه امداد را در جریان گذاشتم. شبانه امدادگران آمدند و سید احمد را به بیمارستان اهواز بردند ولی متاسفانه در بین راه بر اثر شدت جراحات و نیز خونریزی شدید به درجه رفیع شهادت نائل آمد. من تا فردایش از شهادت ایشان خبر نداشتم . فردای آن روز با چند نفر از دوستان به سنگر فرماندهی رفتیم و از او لیست شهداء را درخواست کردیم که دیدیم اسم مبارک مهدی زاده در لیست شهداء قرار گرفته است