https://shohada.org/fa/shahid/content/209363
شناسه خبر: 209363
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۴:۴۳
بدون عنوان
درمنطقه مريوان كوه خيلي بلندي بود كه مي بايست ازآن بالا مي رفتيم.برادران كاوه ,سهرابي, بهاري ,يزداني ومنفردي در آن مأموريت حضور داشتند.دوقبضه تيرباردشمن از بالاي ارتفاع به سمت ما تير اندازي مي كردند.حجم سنگين آتش حركت رامشكل كرده بود.كاوه گفت:اگريكي دو نفر داوطلب شوند وبروند تيربارها را خاموش كنند,نيروها بدون هيچ مشكلي مي توانند خود را به بالا برسانند.منفردي بلافاصله از جايش بلند شد وگفت:من مي روم.كاوه گفت: شمافرمانده دسته هستي وبايد براي هدايت نيروهايت در كنار آنها باشي.منفردي دوباره گفت:من مي روم وبه اميد خدا برمي گردم. او به راه افتادوقله را دور زدو از پشت تپه به سمت تيربارهاي دشمن حركت كرديم .ساعتي نگذشته بودكه ناگهان صداي انفجار نارنجك شنيده شد.منفردي با انداختن نارنجك داخل سنگر تيربار آن راخاموش كردو پشت آن نشسته بود.كاوه خيلي خوشحال شد وگفت:دستش درد نكند حالا نيروها مي توانند به سمت بالا حركت كنند.