https://shohada.org/fa/shahid/content/209829
شناسه خبر: 209829
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۴:۴۹
خاطرات جنگي
راوی اکبر ابراهیم زاده: در زمان عملیات خیبر ایشان در تیپ 21 امام رضا(ع) مشغول خدمت بودند و من هم در لشکر 5 نصر بودم. که خود علیرضا برای من تعریف می کرد و می گفت: ما در عملیات خیبر بعد از اینکه از آب گذشتیم و به ناصریة عراق رسیدیم با نیروهای خط مقدم دشمن درگیر شدیم و به لطف خدا دشمن شکست خورد و نیروهای دشمن هم پا به فرار گذاشتند و تعدادی هم کشته و مجروح شدند.علیرضا می گفت: ما در هر حال از آب گذشتیم و به آنطرف آب رسیدیم اما در آنجا نه ماشین و نه وسیلة نقلیه ای داشتیم که چند قبضه خمپاره و مهماتهایی را که به همراه خودمان برده بودیم را بتوانیم در خشکی جا به جا و مستقر کنیم، که بتوانیم عملیات را ادامه بدهیم و برای جوابگویی به پاتکهای دشمن آماده باشیم.علیرضا تعریف می کرد و می گفت: ما یک مقداری که به جلو پیشروی کردیم ناگهان دیدیم که یک ماشین علی رغم اینکه زیر آتش نیمه سنگین بوده باز هم ظاهراً سالم است. اما به هر کجای این ماشین نگاه کردیم دیدیم که سوئیچ این ماشین نیست، و هر کاری هم کردیم دیدیم که نمی توانیم این ماشین را روشن کنیم.علیرضا می گفت: ما خوب که اطراف این ماشین را نگاه کردیم دیدیم که یک نفر که لباس کاملی هم بر تن نداشت، زیر ماشین دراز کشیده است و نه پوتین پایش بود و نه لباس کاملی داشت و با زیرپوش بود و پاهایش هم یک مقداری از زیر ماشین بیرون آمده بود، که علیرضا با آن روحیة شوخ طبعی که داشت می رود کف پای این فرد را قلقلک می دهد و این فرد هم پاهایش را جمع می کند، و علیرضا می گوید: من در آنجا بود که فهمیدم این فرد زنده است اما سالم بودنش را نمی دانستم، بنابراین بلافاصله نشستم و گفتم از زیر ماشین بیا بیرون که دیدم بله این فرد که زیر ماشین بوده عراقی است، و سالم است، و مثل بید مجنون دارد می لرزد. علیرضا می گفت: من در هر حال این عراقی را بازرسی کردم که دیدم چیزی به همراه خودش ندارد، اما یک دستش را محکم مشت کرده بنابراین گفتم که: دستت را باز کن؟ زمانیکه این عراقی دستش را باز کرد دیدم که دو تا سوئیچ در دستش است. من زمانیکه این سوئیچ ها را دیدم متوجه شدم که این عراقی رانندة همین ماشین بوده و اینها هم سوئیچ های همین ماشین است. بنابراین بسیار خوشحال شدیم که در موقعیتی که هیچگونه وسیله ای پیدا نمی شد که سلاحها و مهماتهایی را که برده بودیم جا به جا کنیم این وسیله بسیار مشکل گشا بود، و ما توانستیم با این وسیله امکانات را جا به جا کردیم و برای پاتکهای احتمالی دشمن آماده شدیم.