https://shohada.org/fa/shahid/content/209838

شناسه خبر: 209838
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۴:۴۹

اخلاص عمل

راوی زهرا مصطفائی: یکی از خاطراتی که خود علیرضا برای ما تعریف کرد این بود که می گفت ما پس از عملیات چند نفر از عراقی ها را اسیر کردیم که گویا یکی از همین اسرا در همان محلی که اسیر می شود ساعتش را گم می کند و از این جریان خیلی ناراحت می شود.علیرضا هم بدون اینکه به این اسیر چیزی بگوید، زمانیکه اسرا را تحویل می دهند به همان محلی که اینها را اسیر کرده بودند می رود و آنجا را می گردد تا ساعت این اسیر عراقی را پیدا می کند و به این اسیر عراقی می دهد. این اسیر عراقی با تعجب این ساعت را از علیرضا می گیرد و به ایشان با اشاره و با دست می گوید که: خمینی، خمینی، تو سرباز خمینی هستی؟