https://shohada.org/fa/shahid/content/210666
شناسه خبر: 210666
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۵:۰۱
پيش بيني شهادت
راوی قربانعلی محمد پور : به خاطر دارم هنوز چند روزی از آمدن پسرم حیدر از جبهه به مرخصی نگذشته بود که یک روز دوستش محراب ادبی به درب منزل آمد و گفت: حیدرعلی ما جهت اعزام به جبهه ثبت نام کرده ایم و اسم شما را هم نوشته ایم و از آنجایی که این دو خیلی همدیگر را دوست داشتند و دوستان صمیمی بودند دوباره با هم به جبهه رفتند و گویا این بار به پسرم حیدر علی الهام شده بود که شهید می شود برای همین اسباب و اثاثیه منزل و خانمش را به روستا آورد و نزد ما سپرد و هنگام رفتن به یکی از دوستانش گفته بود: که عکس یادگاری بگیرد چون این دفعه آخری است که مرا می بیند و نیز برای من یک جفت جوراب کردی به عنوان یادگاری داده است که هنوز هم من آن جوراب را نپوشیده ام و یادگاری نگه داشته ام و بعد حیدرعلی از تمامی ما و فامیل خانواده خداحافظی کرد و راهی جبهه شد و دیگر بر نگشت و خبر شهادتش را برایمان آوردند.