https://shohada.org/fa/shahid/content/211232
شناسه خبر: 211232
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۵:۰۹
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی اشرف باروتی: ـقبل از فرا رسیدن چهلمین روز شهادت مجید برای دختر خواهرم در سبزوار خواستگار آمده بود، اما خواهرم به طرف خواستگار گفته بود فعلاً ما عزادار هستیم و موضوع خواستگاری را به تأخیر انداخته بود. وقتی من مطلع شدم به سبزوار رفتم و به خواهرم گفتم: خواهرجان مجید راهی را که خودش می خواست انتخاب کرد و رفت شما چرا نمی گذارید که زندگی دو نفر پا بگیرد. چند روزی در سبزوار ماندم در همین مدتی که من در سبزوار بودم روزی یکی از همسایه ها برادر مجید، محسن را در خیابان می بیند و به ایشان می گوید: دیشب خواب دیدم مجید آقا به منزل ما آمد. هر چه ایشان را تعارف کردم به داخل منزل نیامد. می گفت: آمده ام منزل مادرم اما کسی نیست سپس پنجاه عدد پنج تومانی به همراه یک نامه به من داد و گفت: این امانت را به مادرم بدهید و به ایشان بگویید سفری را که رفته است خیر است و از عملی که می خواهد صورت گیرد ناراحت نباشد. بعد من این خوابی را که پسرم برایم تعریف کرد برای خواهرم گفتم و بدین وسیله وصلت انجام شد.