https://shohada.org/fa/shahid/content/212514

شناسه خبر: 212514
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۵:۲۹

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

به روایت از محمدحسن مقدم : یک شب که دامادم یداله داوری می خواست به سربازی برود. همه ی اقوام برای خداحافظی با دامادم به خانه ی ما آمده بودند دختر شهید را هم که به نام طیبه آورده بودند چون بچه کوچک بود همه او را می بوسیدند من دلم سوخت و گفتم ببین همه بچه ها پدر دارند ولی دخترم پدر ندارد همان شب علی اکبر به خوابم آمد و گفت: پدر جان چرا ناشکری می کنی طیبه به عنوان یادگار از من مانده است. اگر طیبه نمی بود ممکن بود من فراموش شوم ولی الان هر کسی طیبه را ببیند می گوید این فرزند شهید علی اکبر است.