https://shohada.org/fa/shahid/content/212675

شناسه خبر: 212675
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۵:۳۲

زندگی مشترک

به روایت از عصمت فقیهی فرد : یک روز به خانه پدر و مادرم رفتم که آنها را ببینم اتفاقا" برادرم ابوالفضل و خانواده اش هم در آنجا بودند . ابوالفضل دختر یک ونیم ساله اش را در بغل گرفته بود و یک بشقاب غذا هم کنارش گذاشته بود . دخترش در آن ایام خیلی بد غذا بود. و یک غذا به او که می داد می گفت : باباجان بگو مرگ برآمریکا .این دختر بچه هم به زبان بچگی مرگ بر آمریکا می گفت . قاشق دومی را که به او داد به گفت : بگو مرگ بر صدام بعد هم گفت: بگو زنده باد اسلام . و به این ترتیب هم به دخترش غذا می داد و هم شعار یادش میداد.