https://shohada.org/fa/shahid/content/212688
شناسه خبر: 212688
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۵:۳۲
اخلاص عمل
به روایت از سکینه میردهقان : یک روز که ابولفضل از جبهه آمد ولی کمی دیرتر از دفعه های قبل بود و بچه اش خیلی بابا ، بابا می کرد . به او گفتم : مادر جان جبهه که هستی دلت برای بچه هایت تنگ نمی شود چونکه بچه ات را خیلی دوست داری؟ گفت : مادر به جدتون قسم اگر که در آنجا غیر از خدا چیز دیگری در نظرم باشد . و در آنجا فقط خدا و بعد هم چهارده معصوم در نظرم هستند. روزی که به ترمینال می آیم و اولین بچه ام را که می بینم هنوز یادم می آید که من هم یک بچه کوچکی دارم .