https://shohada.org/fa/shahid/content/212702
شناسه خبر: 212702
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۵:۳۲
حسن برخورد
به روایت از نجف سبزه بین : یکروز دو نفری باموتور سیکلت در خیابان حرکت می کردیم . ابوالفضل جلوی مغازة یکی از همکارانش نگه داشت ومن از موتور پیاده شدم وابوالفضل با همکارش مشغول صحبت شد . من کنار همان پیاده رو ایستاده بودم که یک دفعه ابوالفضل موتور را روشن کرد وسوار شد ورفت . ابوالفضل مسافت کوتاهی را که رفت متوجه عدم حضور من شده بود وبرگشت وگفت : من فکر کردم شما سوار موتور هستید به همین دلیل حرکت کردم .