https://shohada.org/fa/shahid/content/213182
شناسه خبر: 213182
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۵:۴۲
عشق به جهاد
وقتی از عملیات پاکسازی جاده ی بو کا ن سرد شت برگشتیم، در حال استراحت بودیم. آقای غلام پور را دیدم که لباسهایش خونی بود و داشت اسلحه ا ش را تمیز می کرد. به ایشان گفتم: چه خبر است چرا لباسهایت را در نمی آوری؟ گفت: درست است که عملیات تمام شده است ولی احتمال دارد امشب ضد انقلابها به ما حمله کنند. اسلحه ا م را تمیز می کنم که به عنوان داوطلب به سنگرهای کمین جلو بروم و از بچه ها حراست و پاسداری کنم.