https://shohada.org/fa/shahid/content/214077
شناسه خبر: 214077
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۵:۵۵
تواضع و فروتنی
به روایت از شهربانو کامیاب : او برای مرخصی ار منطقه به گناباد آمده بود نیمه شب به گناباد رسیده بود شبی از شبهای سرد و طاقت فرسای زمستان به درب خانه که رسیده بود به خود اجازه نداد که درب بزند با خود گفته بود که اینها خواب هستند همین جا می نشینم تا صبح شود و آن وقت به خانه خواهم رفت. بعد از اذان صبح من برای خواندن نماز بیدار شدم تا بنابر سنت قدیم درب حیاط را باز کنم و آب بپاشم و اسپند دود کنم درب خانه را باز کردم چشمم به حسن افتاد که در آن هوای سرد جلو درب حیاط خوابیده است او را بیدار کردم خیلی ناراحت شدم وقتی که از او پرسیدم کی آمدی چرا در نزدی در جواب گفت نمی خواستم که شما را از خواب بیدار کنم و باعث آزار و اذیت شما بشوم.