https://shohada.org/fa/shahid/content/214114
شناسه خبر: 214114
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۵:۵۵
خواب و رویای شهید
به روایت از امان الله حامدی فر : چند روز به عملیات عاشورا ( میمک ) مانده بود و رزمندگان لشکر 5 نصر خود رابرای رزم آماده می کردند . شب برادر عزیزم شهید میرزا زاده را در خواب دیدم که با گلایه به من گفت : چرا از من یاد نمی کنید ؟ بنده با شرمندگی جوابی نداشتم که بدهم فقط از او خواستم ما را دعا کند . ایشان فرمودند : همین چند روز دیگر تعدادی از برادران نزد ما می آیند و شما هم پیامی دارید می توانید برایمان بفرستید . روز بعد در محل پادگان ظفر ( ایلام ) سرداران شهید محمد علی عباسی معاون تیپ امام صادق ( ع ) را دیدم که سوار بر موتور ترل چفیه به سر و صورتش بسته بود . پس از احوال پرسی معمول ماجرای خواب را برایش تعریف کردم و از وی خواستم اگر شهید شد سلام مرا برساند و قسم بدهد که ما را شفاعت کند . وقتی خوابم و پیامم را دادم شهید عباسی گریه اش گرفت و فرمود : من هم دیشب خواب دیدم که خداوند به من فرزندی داده است و خانواده از من خواستند که نامش را مشخص کنم . من جواب دادم تا چند روز دیگر من شهید می شوم و نامش را خودتان انتخاب کنید . در حالیکه من اکنون از مخابرات می آیم و با تماس گرفتن به خانواده ام شنیدم همسرم زایمان کرده است ، لذا یقین پیدا کردم که در این عملیات به شهادت می رسم . شهید عباسی در عملیات عاشورا ( میمک ) به درجه رفیع شهادت نائل گردید .