https://shohada.org/fa/shahid/content/214221
شناسه خبر: 214221
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۵:۵۷
خبر شهادت
به روایت از محمد حاجی پور : وقتی حاج رمضانعلی عامل شهید شده بود به من خبر دادند که به برادرش حسن که آن زمان جبهه بود خبر دهم که جهت تشییع جنازه به مشهد برود چون حسن به من خیلی ارادت داشت به ایشان گفتم: حسن جان فکر می کنم حاج رمضان بدجوری زخمی شده است و ایشان را به مشهد برده اند بیا تا مشهد برو و برگرد با تعجب بر گشت و گفت :حاج آقا از شما بعید است این حرف را بزنید فردا شب عملیات می خواهیم برویم گفت: اگر داداشم شهید شده است انالله و انا الیه راجعون خوشا بحالش اگر هم شهید نشده آنقدر پرستار هستند که بیایند و به ایشان رسیدگی کنند نیازی به رفتن من نیست . گفتم : حسن جان ما شاالله روحیه ات بالا است حاج رمضان شهید شده است . گفت: انل لله انا الیه راجعون خوشا به سعادتش بدون اینکه آهی بکشد اخمی به ابرو بیاورد خیلی خونسرد گفت: خوشا به سعادتش من به ایشان گفتم :حسن جان این شهید اول خانواده تان است نکنه یک وقت پدر و مادرتان پیش مردم بلند گریه کنند که دشمن شاد شود حسن جان سریع بپر با هوا پیما برو مشهد جنازه را تشیع کن سر خاکش هم صحبت کن و بگو من اسلحه ی برادرم را بر میدارم و زمین نمی گذارم به کوری چشم منافقین گفت: چشم حاجی آقا حالا که این حرف را زدی می روم آمد مشهد و طولی نکشید که به جبهه بر گشت گفتم آمدی حسن جان ؟گفت: بله ولی به تشیع جنازه نرسیدم .