https://shohada.org/fa/shahid/content/214541
شناسه خبر: 214541
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۶:۰۰
اثر شهادت بر ديگران
راوی نبی الله ابراهیمی: درست بخاطر نمی آمد چه روزی بود اما یادم هست که از اول صبح صدای قرائت قرآن در کوچه ما شنیده می شد مادرم هنگام صبحانه در خالیکه آثار نگرانی در چهر ه اش آشکار بود با صدای لرزان گفت : خدا رحمتش کند مردخوبی بود وقتی می خواست به جبهه برود مثل تمامی دفعات قبل از تمامی همسایه ها خدا حافظی کرد و حلالیت طلبید . پرسیدم چه کسی ؟مادرم آهی کشید و گفت : حاج محمد. او هم شهید شد و به آرزوی خود رسید برای یک لحظه خون در بدنم منجمد شد و در یک آن تمامی خاطره های فراموش نشدنی که از حاج محمد داشتم مثل پرده سینما در برابر چشمهایم قرار گرفت . نمی دانم چه مدتی بهت زده و متأثر نشسته بودم فقط یادمن هست که وقتی به خود آمدم و اشک تمام صورتم را خیس کرده بود . شهادت حاج محمد برایم ضربه سنگینی بود آخر او برای من بهترین بود . پیراهن سیاهی را که هر سال در ماه محرم و روز عاشورا یعنی روز شهادت امام حسین به تن می کردم پوشیدم و از منزل خارج شدم .آن روز کوچه ما رنگ و بوئی دیگر داشت همه از کوچک و بزرگ می گریستند . حدود ساعت 10 صبح پیکر پاکش را تشییع کردند من نیز همراه با صفوفی طولانی و فشرده مردم بسوی امامزاده روستا به راه افتادیم . آن روز محمد از میان رفت مثل همه محمد های دیگر ولی یاد او همیشه در قلب های ما زنده خواهد ماند.