https://shohada.org/fa/shahid/content/214619
شناسه خبر: 214619
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۶:۰۱
تقيد به جماعت
راوی اکبر نجاتی:در عملیات بدر ، عملیات در منطقه هور العظیم بود که از خشکی اسکله خشکی تا خط دشمن 50 کیلومتر نی زار آب بود. نیرویی که قرار بود به طرف دشمن برود ، 50 کیلومتر روی آب می رفت . تا به دشمن برسد یک روز عصر بود . نمی دانم همراه ولی ا... چراغچی یا یکی دیگر از مسئولین لشگر بودیم گفتند بروید از نیروها ی تیپ امام صادق (ع) که فرمانده اش محمد فرومندی بود یک خبری بگیرید . وقتی به آنجا رسیدیم غروب شده بود. بچه ها توی صف نماز جماعت بودند . نماز اول که خوانده شد بین دو نماز حاج محمد طاهری که امام جماعت بود در بین دو نماز بلند شد و یک کتاب دستش بود . این کتاب اشعاری از مولوی داشت . یک شعر را انتخاب کرده بود . داستانش را این طور نقل کردند که : یک هیزم شکنی بود در فصل زمستان و هوا سرد بود ایشان صبح زود رفته بود به بیابان برای خار شکنی و هیزم جمع کردن . یک بوته خار را که زد دید زیر آن اژدهای خیلی بزرگ مرده افتاد است . این را برداشت و توی توبره اش انداخت و روی پشتش گذاشت و به شهر آورد ، وقتی به شهر رسید که ظهر شد . هوا گرم شده و این حیوان که نمرده بود ، بلکه از سرما بی حال و بی حس شده بود به محض این که توبره اش را گذاشت زمین باز کرد ، که حیوان بیاید بیرون و آن را به مردم نشان دهد اژدها آمد بیرون و چون گرم شده بود ، نیرو گرفته شده بود ، اول زد خود هیزم شکن را از بین برد . بعد آمد گفت نفس اژدها او کی مرده است . از غم بی حالی اژدهائی که توی این شعر به آن اشاره شده می شود آن نفس انسان است . اگر زمینه پیدا کند و کسی به آن توجه پیدا نکند ، انسان را از بین خواهد برد . انسانیت انسان را از بین خواهد برد و بعد ادامه داد گفتش اینجا زمستان از صبح شما توی آب بودید ، منطقه باز است ، باد است ، سرما به هر حال است ، قطعا سردتان است ، سرما خوردین می خواهید گرم بشوید ، اینجا پتو و امکانات اگر نبود نکند یک موقع پتو رفیق را بردارید ، خودتان را تحویل نگیرید ، نباید به نفس انسان توجه کند باید دوستان را نسبت به خودتان مقدم بدارید . تیپ امام صادق (ع) قرار بود که از 50 کیلومتر آب عبور کند ، یک جاده ای از آن سوی دشمن توی هور زده بود . 13 کیلومتر قرار بود که از اینها از سمت راست این جاده به دشمن بزنند و در حقیقت عقبه این جاده را قطع کنند و توی خشکی پیاده شوند . عملیات شان این بود باید هفتاد کیلومتر آب را می زدند . خوب خطرات زیادی توی راه بود کمین های دشمن توی آب بود هواپیمای دشمن ، اکیپ های دشمن خیلی تهدید کننده بود . باز به خشکی که می خواستی برسی با سیم خاردار مواجح می شدیم . بچه ها باید آماده می شدند که باید از چنین مسیری عبور کنند . آقای طاهری داشت به بچه ها آموزش اعتقادی می داد حکم می کرد که بچه ها از صبح تا شب شنا کنند با لباس می پریدند توی آب با تجهیزات می پریدند توی آب تا شنا یاد بگیرند که توی آب غرق نشوند . اینها به اهدافشان رسیدند به حدی که بنا بود پاکسازی کنند . الحمدا... این کار شد اینها قرار بود از سمت راست کارکنند که به مشکل برخورد کرده بودند . دشمن یک کمین جدی وارد کرده بود . بعد آمدند از سمت چپ مسیرشان را تغییر دادند و توانستند حدود مواضع را بگیرند.