https://shohada.org/fa/shahid/content/214648
شناسه خبر: 214648
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۶:۰۱
تقيد به نماز
راوی حسین عاقبتی: یادم است که شبی رفتم نزد یکی از فرمانده گردان های تیپ امام صادق (ع)، حاج طاهری آنچا خدمت می کرد . با خودمان گفتیم حاج محمد طاهری را هم می بینیم . وقتی رسیدیم وقت نماز مغرب و عشاء رسیده بود . رفتیم نماز جماعت را توی نماز خانه خواندیم . دعا هم بود که خود حاجی طاهری خواندند . دعا را هم گوش کردیم و بعد گفتیم برویم و چون نزدیک عملیات بدر بود حاجی را ببنیم . بعد از اینکه دعا تمام شد آمدیم توی چادر نشستیم . گفتند حاج آقا الان می آید . دیدیم ایشان دیر کرد . یکی از بچه ها را فرستادیم که ببینیم حاجی طاهری چه کار می کند . وقتی برگشت گفت دارند نماز می خوانند . بلاخره ساعت 10 شب آمدند . نشستیم یک ساعتی بعد گفتند : شما نمی خواهید بخوابید ؟ گفتم چرا . برای همه ما رختخواب پهن کردند و گفتند شما مهمان ما هستید . هر چه خواستیم خودمان پتو پهن کنیم . نگذاشتند . گفتن خودمان باید برای شما پهن کنیم . و جای شما هم مشخص بکنیم که در کجا بخوابید . خود حاجی آقا جایش را در دم درب پهن کردند . هنوز اذان صبح را نگفتند : به خاطر سردی هوا بلند شدیم . نگاه کردیم دیدیم حاج آقا نیست . پتویش بود ولی خودش نبود . یک مقدار واستادیم تا اذان گفتند . رفتیم نماز خانه دیدیم حاج آقا آنجا هستند . اصلا مانده بودیم که صبحی از خواب بیدار شویم و حاجی طاهری خواب باشد .