https://shohada.org/fa/shahid/content/214844
شناسه خبر: 214844
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۶:۰۴
اولین اعزام
به روایت از زهرا قربانی : شبی از شبها تلوزیون تصاویر خرمشهر را نشان می داد . غلامحسین پس از تماشای تصاویر به پایگاه رفته و برگ رضایت نامه والدین را آورد و ابراز داشتند که بایستی برای دفاع از مملکت و دین و ایمان به جبهه برویم . رضایت نامه را به پدر ارائه داد و گفت : که من می خواهم به جبهه بروم پدر گفت :دوتابیاور یکی برای من و یکی برای خوت و او گفت:فعلا"من بروم بعد نوبت شماست بلاخره موافقت پدر را گرفت . بعد گفت . من می روم به آمادگاه برای دوره برای دوره آمورش به ما نیاز می باشد ما را اعزام خواهند کردو رفت . پس از مدتی برگشت و کت و شلوار نو داشت که تهیه کرده بودتا با آن به روستا برود آن را نیز در خانه گذاشت و گفت :به هر کس که صلاح دانستید بدهید. بعد به جبهه رفت و بعداز چند روز به شهادت رسید.