https://shohada.org/fa/shahid/content/214966
شناسه خبر: 214966
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۶:۰۵
قران و نيايش
راوی حسین صدیقی: به خاطر دارم یک روز برادرم حمزه نزد من آمد و گفت: برادر جان آمده ام که وصیت کنم. دخترم را که عروس کرده ام، اگر این دفعه به آرزویم رسیدم و برنگشتم پسرم را داماد کن. همان شب با پدرم مقداری حساب داشت که به همه آنها رسیدگی کرد و خانه اش را به پدرم سپرد و گفت من می روم و معلوم نیست که برگردم.