https://shohada.org/fa/shahid/content/215237
شناسه خبر: 215237
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۶:۰۹
احساس مسئولیت
یادم می آید یک دفعه در مشهد با هم بودیم و متوجه شدیم که خانمی باحجاب سوار تاکسی شد ودو نفر هم از جوانان داخل خیابان قصد مزاحمت برای ایشان را داشتند وبعد که یار محمد متوجه این قضیه شد گفت : بیا سوار ماشین شویم ونگذاریم که آنان برای این خانم مزاحتمی به وجود آورند و ما سوار شدیم و تاکسی به طرف ملک آباد حرکت کرد ودر بین راه ایشان شروع به امر به معروف کردن نمود که متاسفانه راننده تاکسی هم با آنان بود و در نتیجه منجر به درگیری شدو تاکسی کنارکشید و ما با آنان درگیر شدیم و یار محمد چوبی را پیدا کرد و شروع به زدن آنها نمود و درحالی که آن خانم گریه می کرد گفت : برادران ازشما خیلی ممنونم و گفت :شما از برادران سپاه هستید و یا بسیجی اید که چنین غیرت ومردانگی دارید و از ناموس مردم دفاع می کنید و ما دوباره به بجنورد برگشتیم .