https://shohada.org/fa/shahid/content/216015

شناسه خبر: 216015
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۶:۲۸

خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید

به روایت از موسی الرضا شاکری : قبل از شهادت پسرم علی محمد شاکری در یکی از شب های ماه مبارک رمضان که مشغول آب گرفتن بر روی زمین های کشاورزی بودم به بیلی که در دستم تکیه داده بودم و در حالتی بین خواب و بیداری در حالی که ایستاده بودم حس کردم در خانه هستم و به ستون ایوان تکیه داده ام . در همین حال درب حیاط باز شد در حالی که درون کوچه مملو از جمعیت بود و این جمعیت انبوه جنازه ی پسرم را تشیع می کردند آنها جنازه را در وسط حیاط گذاشتند . من تا این صحنه را دیدم بی اختیار فریاد بلندی کشیدم و می خواستم به طرف جنازه بدوم که به خودم آمدم . صدایم چنان بلند بود که یکی از اقوام مان که در فاصله دورتری از من بود صدایم را شنیده بود . تقریباً بعد از بیست روز همان حادثه یعنی ورود جنازه به حیاط که در خواب و بیداری دیده بودم و درست با همان وضع و با همان روپوش روی تابوت بود تکرار شد البته با این تفاوت که من قبلاً برای شناسایی جنازه به معراج شهدا رفته بودم و از شهادت فرزندم خبر داشتم.