https://shohada.org/fa/shahid/content/216305
شناسه خبر: 216305
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۶:۳۱
عشق به جهاد
راوی محمدعلی سمیعی: بعد از عملیات میمک بود که کل کارهای عملیاتی را یک بررسی کلی کردیم وخط عملیات میمک را تحویل دادیم و پس از دوسه ماه به همراه برادر صادق سمیعی برای مرخصی به مشهد رفتیم . درمشهد من با شهید صادق سمیعی رفت و آمدی داشتم صادق یک روز به من گفت : بهتر است زودتر به منطقه برگردیم و به بقیه کارها رسیدگی کنیم . من به صادق گفتم : ما که تازه آمده ایم بهتر است یک هفته دیگر دراینجا بمانیم بعد برویم اما صادق گفت : نه باید زودتر برویم که حداقل بتوانیم کار بعدی را شروع کنیم که احتمالاً شاید آخرین کار من باشد . من به صادق می گفتم : شما هنوز تازه ازدواج کرده ای وحالا حالا هاباید بمانی و امیدوار باشی اما صادق قبول نمی کرد و می گفت : هر چه زودتر باید برویم تا بتوانیم به کار بعدی برسیم درهر حال من به اتفاق صادق ازمشهد با اتوبوس حرکت کردیم واتفاقاً اتوبوس هم یکی دو مرتبه د رراه خراب شد و ما با یک تاخیر 7و8 ساعتی به اهواز رسیدیم من به صادق گفتم : از بس که شما درکار عجله داری اینطوری میشود اگر یک خرده صبر می کردیم و عجله نمی کردی کار درست می شد . به هر حال به هر طور بود به اهواز رسیدیم ویک هفته ای پس ازورود ما خبر دادندکه عملیات بدر می خواهد شروع شود . صادق پس از شنیدن این خبر به من گفت : دیدی گفتم زودتر برویم بهتراست اگر دیرتر می آمدیم به اینگونه مشکلات برمی خوردیم ونمی توانستیم کار اصل مان را شروع کنیم وتازه زیاد هم درمشهد ماندیم ولی انشاءا… بعد از عملیات یک مرخصی خوب می رویم البته یک ماه طول نکشید که عملیات بدر شروع شد وایشان هم درهمین عملیات شهید شدند .