https://shohada.org/fa/shahid/content/216308

شناسه خبر: 216308
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۶:۳۱

توجه به امر ازدواج

راوی محمدعلی سمیعی: من به دلیل حضور در جبهه درمراسم ازدواج ایشان نتوانستم شرکت کنم دقیقاً به یاد دارم یک روز حدود ساعت 4و5 بعداز ظهر بود که ما آموزش خیلی سختی را راجع به هوای گرم داشتیم ویک فشار نسبتاً سنگینی جسمی و روحی دربین بچه ها ایجاد شده بود که دیدم صادق با یک جعبه شیرینی که به اصطلاح همان شیرینی مجلس عروسی ایشان بود آمدند و به نیروها شیرینی دادند به همین خاطر یک مقداری از کسالت و خستگی بچه ها کمتر شد وبچه ها با روحیه بازتری به ادامه تمرینات مشغول شدند . من تا آن زمان نمی دانستم که صادق چه مسئولیتی در سپاه دارد ایشان چیزی به ما در این مورد نمی گفتند و من آن روز متوجه شدم که اخوی مان فرمانده گردان همجوارمان است . البته پدران گاهی اوقات به این مسئله اشاره می کردند که ایشان چه سمتی دارند اما من زمانیکه درآنجا ایشان را می دیدم که با یک لندور خیلی ساده می اید ومی رود فکر نمی کردم که ایشان فرمانده گردان باشد تا اینکه متوجه شدم صادق فرمانده گردان ستار است .