https://shohada.org/fa/shahid/content/216757
شناسه خبر: 216757
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۶:۳۷
فکاهی شوخ طبعی
یک بار برای شرکت در یکی از عملیاتها از پادگان به منطقه عملیاتی اعزام شدیم . وقتی از منطقه برگشتیم آقای سجودی برگه ی مرخصی همه ی بچه ها به جز برگه ی مرخصی مرا امضا کرد . به علت این که من حدود دو سه ماه بود که به مرخصی نرفته و تازه ازدواج کرده بودم از این کارشان خیلی ناراحت شدم . آقای سجودی برگه ی مرخصی مرا برداشت و کنار گذاشت و گفت : شما فعلاً صبر کنید تا اینها به مرخصی بروند و برگردند بعد شما خواهی رفت این جا را نمی توان بدون نیرو رها کرد منهم چیزی نگفتم و به اورژانس رفتم . بعد ازمدت کوتاهی شخصی آمد وبه من گفت : آقای سجودی با شما کار دارد وقتی نزد ایشان رفتم گفت : مرد حسابی تو شوخی هم سرت نمی شود برگه ات را امضا کرده ام آن را بردار و برو . وقتی این حرف را گفت خوشحال شدم موقع خداحافظی از من حلالیت طلبید . به شوخی گفتم : از مرخصی که برگردم حلالت می کنم . لبخندی زد و گفت: برو انشاءا… خوش بگذرد . خداحافظی کردم و رفتم وقتی که از مرخصی برگشتم به من گفتند ایشان شهید شده است .