https://shohada.org/fa/shahid/content/217000

شناسه خبر: 217000
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۶:۴۰

تدبير نظامي و مديريت

راوی هاشم ساجدی: ساعت 8 شب عملیات رمضان شروع شد : نیروها حرکت کردند و ما هم پشت سرشان راه افتادیم . منتها در پشت معبر مین مسیر را گم کرده بودیم و مدتی در آنجا توقف داشتیم . آتش دشمن زیاد بود و کار ما به روشنایی صبح کشید و دشمن بر ما تسلط کامل داشت و آن دژ محکم و سنگرهای مستحکمی که ایجاد کرده بود . گویای این بود که دشمن از مدتها قبل از عملیات ما اطلاع داشته است. امکانات وسیع نظامی با تانکهای عظیم در منطقه مستقر کرده بود که بچه ها آ نها را زده بودند . صبح که شد دیدیم در یک مسیرقرار گرفته ایم که اگر بخواهیم چپ و راست دنبال معبر بگردیم نمی شود در آن لحظه تصمیم گرفتیم که میدان مین را با بولدوزر باز کنیم گفتیم اگر یکی دو دستگاه را هم از دست بدهیم بهتر از آن است که بچه هایمان شهید شوند و می خواستیم از بچه هایی که آن طرف دژ می جنگیدند پشتیبانی کنیم و به آنها مهمات و تدارکات برسانیم. بالاخره با کمک و یاری خداوند متعال با بولدوزر میدان مین را باز کردیم بدون اینکه هیچ اتفاقی برای راننده بولدوزر بیفتد. در ادامه می خواستیم مسیر جاده را برای تجمع ماشین آلات و آمبولانس ها بازتر کنیم که چون دشمن بر ما تسلط کامل داشت دو تا از بولدوزر های ما را زد که یکی از برادرها پایش قطع شد و دیگری به نام ایوبیان شهید شد که وقتی جنازه اش را دیدیم صورت نداشت و در حالی که لیور بولدوزر در دستش بود و دست دیگرش را مشت کرده بود. که این گویای این بود که در لحظه ی آخر هم ذکر و نام خدا و فریاد الله اکبر بر لبش بوده است.