https://shohada.org/fa/shahid/content/218116
شناسه خبر: 218116
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۶:۵۵
دوران تحصیل
به روایت از عباس علی رخی شهر : یک روز به مدرسه ی محمد رفتم تا از وضعیت درسی او آگاه شوم . معلمش گفت : به محمد آقا بگویید که صدای بلند گوی مسجد را کم کند و گرنه او را مردود خواهم کرد . در آن موقع در کنار مدرسه ی آنها مسجدی بود که محمد عضو آنجا بود به او گفتم : پسرم صدای بلند گوی مسجد را کم کن و گرنه تو را مردود خواهند کرد . شهید در جواب من گفت : خدا ما را قبول می کند . البته همین اتفاق هم افتاد و او مردود شد . بعد از مدتی معلمش او را دید و گفت : حالا برو که مسجد و خدا تو را قبول می کند . پس از چند وقت محمد به مدت سه ماه سر کلاس رفت و بعد از اتمام کلاسها و امتحانات نتایج آن از تهران آمد و قبول شد . سپس به معلم خود گفت : دیدید که همان مسجد ما را قبول کرد.