https://shohada.org/fa/shahid/content/218187
شناسه خبر: 218187
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۶:۵۶
اولین اعزام
اول که می خواست به جبهه برود ظهر بود که از مدرسه آمد و یک کاغذ هم در دست او بود. گفت که این کاغذ را از مدرسه داده اند که من به جبهه بروم شما چه می گویید؟ گفتم هر چه پدرت بگوید. پدر ایشان گفتند: نه بابا برو دیپلمت را بگیر بعد انشاءا... به جبهه برو. در همین حین احمد آقا از مشهد زنگ زد. من به او گفتم که علی آقا این طوری می گوید گفت نه جبهه برود. فورا به سپاه برو و ... رفته بود به سپاه گفته بود که تو خیلی کوچکی شما را نمی برند. به سپاه زنگ زده بود که ایشان را ببرند. دیدم از سپاه زنگ زدند ولی همان روز راهی جبهه شد.