https://shohada.org/fa/shahid/content/218251
شناسه خبر: 218251
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۶:۵۷
خواب و رویای شهید
شبی در خواب دیدم: همراه پدر و برادرم و بچه های روستا در حالیکه مسلح بودیم به کربلا رفتیم. داخل حرم. من و برادرم- حسین اصغر- صندوقی را تماشا کردیم که داخل آن عکس را مشاهده نمودم و یک آقای نورانی را دیدم که مثل ماه شب چهارده می درخشید. بعد به مکان دیگری رفتیم. آن جا یکی از برادران وصیت نامه ها را جمع می کرد. همین که خواستم وصیت نامه ام را به او بدهم، دیدم که آن را پاک نویس نکرده ام. در حال برشتن از حرم از خواب بیدار شدم. این خواب به من مژده داد که حسن! خودت را آماده کن. به زودی سعادتی نصیبت خواهد شد