https://shohada.org/fa/shahid/content/218435
شناسه خبر: 218435
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۶:۵۹
اعتقاد به ولایت
به یاد دارم یک بار آقای خامنه ای در میدان ورزشی تختی سخنرانی کردند و در ضمن سخنرانی اعلام کردند که سربازان بنا به فرموده ی رهبر انقلاب باید از سرباز خانه ها فرار کنند . بعد از فرمایشان ایشان یک روز خانم همسایه به خانه ی ما آمده بودند و اظهار می کردند اگر سربازی با اسلحه از پادگان فرار کند و به ما پناه بیاورد باید با آن چه برخوردی کنیم ؟ که ظاهراً منظورش پسر خودش بوده که آن زمان به خدمت سربازی رفته بود . همان زمان هم حکومت نظامی اعلام شده بود . من و محمد علی صبح زود از خانه راه افتادیم تا به خانه ی آقای خامنه ای برویم . همین که درب خانه ی آقا را زدیم صدای آقا را شنیدیم که خیلی محکم و قاطع جواب دادند الان می آیم کمی صبر کنید . ما دوباره شروع کردیم به زنگ زدن ازترس نمی دانستیم چکار داریم می کنم . ایشان چنان با صلابت راه می رفتند که ما از پشت در صدای قدمهایشان را می شنیدیم از پله ها پایین آمدند ودرب را باز کردند با کمال خوشرویی با ما برخورد کردند . ایشان به ما توضیح دادند که بعلت سخنرانی روز قبل قرار است بازداشت شوند و در حال حاضر در فکر خانواده شان هستند که کجا ایشان را بفرستند همین که ما آن صحنه ی آماده شدن خانواده و حالت آقا را دیدیم اصلاً یادمان رفت که به چه خاطر به منزل ایشان آمدیم . ایشان یک شال سبز دور گردنشان پیچیده بودند لباس سفید و نعلین زرد پوشیده بودند وقتی محمد علی آقا را با آن حالت و وضعیت دید بشدت گریه کرد . آنقدر تحت تاثیر آقا قرار گرفته بودکه گفته هاو حرفهایش را فراموش کرد . او به من گفته بود : بعد از امام همه وجودم آقای خامنه ای است . من فکر می کنم اگر الان زنده بود همان عشق و ولایت پذیری که آن زمان نسبت به امام رهبر کبیر انقلاب اسلامی داشتند به مقام معظم رهبری نیز داشتند . از این رو اگر ما بخواهیم که خون شهدا پایمال نشود و بتوانیم دین شهدا را ادا کنیم وظیفه داریم در این شرایط حساس مطیع اوامر ولایت باشیم .