https://shohada.org/fa/shahid/content/218678

شناسه خبر: 218678
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۹:۴۷

توصیه های شهید

به روایت از نصرت دهقانی : بعد از شهادت فرزندم اکبر بنا به وصیت نامه ای که نوشته بود مادر بعد از شهادتم شما در دعای کمیل شرکت کنید تا اینکه یک شب خواب دیدم که در دعای کمیلی که در مسجد محل برگزار شده حضور دارم که همه در آن حضور داشتند ، همین آقای ایمانی و چند نفر دیگر که از دوستان و همرزمان شهید بودند در دعای کمیل هستند و من نشسته بودم و به دعای کمیل گوش می دادم که یک مرتبه مشاهده برادرم حسن هم در جمع آنها است گفتم : حسن حسن رویش را طرف من کرد و گفت : چه می گویی ؟ گفتم : اون اکبر پسرم هست که آن وسط جلوی آن آقا نشسته ، گفت : مگر نمی دونستی که اون اکبره ؟ و همیشه در مجالس دعای کمیل حضور دارد . بعد من بلند شدم که به طرف اکبر روم ولی برادرم جلویم را گرفت و گفت : خواهر بنشین دعای کمیله نمی خواهد بروی قاطی مرد ها که یکمرتبه از خواب شیرین بیدار شدم و بعد از این خواب با خلوص نیت بیشتری در مجالس دعای کمیل شرکت می کردم زیرا می دانستم که فرزند شهیدم هم در آن جلسه حضور دارد و برای همین بسیار خوشحال بودم .