https://shohada.org/fa/shahid/content/219043

شناسه خبر: 219043
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۹:۵۴

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

به روایت از ابراهیم درویشی : بعد از اینکه خبر مفقود شدن حسن آقا را فهمیدم شبی خواب ایشان را دیدم. در آن خواب دیدم:" وارد خانه ای شدم که از یک طرف نمای حرم مطهر امام رضا(ع) و از طرف دیگر خانه خشتی نمایان بود. گویی الهام شده بود که حسن آقا در این منزل می باشد. دنبال ایشان می گشتم. ولی فایده ای نداشت و نمی توانستم او را ببینم. در همین حین پسرک کوچکی نزدم آمد و با اشاره به اتاقی گفت:" حسن آقا داخل آن اتاق است و درب آن اتاق بسته است."از خواب پریدم. صبح به منزل برادرتمای گرفتم، و گفتم:" برادر جان، گویا حسن آقا ناراحتی و یا کدورتی از ما دارد؟" گفت:" برای چه؟" و من خوابی را که دیشب دیده بودم برایش بازگو کردم. سپس ادامه دادم.:"فکر می کنم اگر برایش گوسفندی ذبح کنیم بهتر باشد." برادرم قبول کرد و گوسفندی به نیت ایشان ذبح کردیم. شب بعد دوباره حسن آقا بخوابم آمد. " شب بود و من خواب بودم ناگهان صدایی نظرم را به خود جلب کرد. بیدار شدم. حسن آقارا درحالیکه قرآنی بدست گرفته بود، برروی صندلی دیدم. از شوق زیاد فریاد زدم:" علی. علی، مادر بلند شو بابا آمده..." چهره اش نورانی بود و لبخندی بر لب داشت. ناگهان با صدای" مادر... مادر..." عی از خواب پریدم.