https://shohada.org/fa/shahid/content/219078

شناسه خبر: 219078
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۹:۵۴

عشق به جهاد

به روایت از سید مرتضی حسینی : مدتی حسن آقا به دلیل مجروحیت در منزل بستری بود. هر روز یک نفر از بهیار از طرف سپاه برای تعویض کردن پانسمانش به منزل ایشان می آمد. روزی که من به ملاقات ایشان رفته بودم حسن آقا به من گفت: تمام بدنم بوی بتادین می دهد. غذا که می خورم فکر می کنم بتادین خورده ام اگر امکان دارد یک روز بیا تا به اتفاق هم به حمام برویم. روز بعد ایشان را به حمام بردم، هر قسمتی از بدن ایشان را که کیسه یا لیف می کشیدم ناله می کرد. گفتم: این همه در جبهه ترکش به بدنتان می خورد یک آخ نمی گفتید اما الان آه و ناله می کنی. آقای درویشی گفت:در جبهه در هنگام اصابت ترکش به بدن احساس درد نمی کنم به ایشان گفتم اگر از جبهه خسته شده ای نرو، چقدر می خواهی بجنگی با شهادت برادرت این وظیفه از تو برداشته شده است ایشان گفت: مبارزه در راه اسلام و خدا خستگی ندارد