https://shohada.org/fa/shahid/content/219115

شناسه خبر: 219115
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۹:۵۴

عشق شهادت

به روایت از ن.م باوی ساز : در منطقه ای که با هم اعزام شده بودیم به عنوان راننده ماشین حمل مهمات ایفای نقش می کردم . او باید ماشین پر از مهمات را تا جبهه می رساند تحویل می داد. یک روز که من با شهید همراه بودم و با مهمات بسوی جبهه می رفتیم به او گفتم : براتعلی اگر از سوی دشمن یک تیر بیاید و به مهمات اصابت کند آن وقت چه می کنی ؟ در آن لحظه برق مخصوصی چشمانش را روشن کرد و صورتش حالت عرفانی خاصی به خود گرفت . رو به من کرد و گفت : من می شوم شهید براتعلی در میانی و تو می شوی شهید باطری ساز. همیشه با صحبتهایش همه را مسرور و شاد می کرد همانطوری که خودش می گفت : ما باید به همدیگر روحیه بدهیم و به پاس رنجها و مصبیتهای وارد بر امام سر افراز از میدانهای جنگ بر گردیم . به جرات می توان گفت که در آن شرایط سخت حرفهایش مسکنی بود که به ما تزریق می کرد و بالاخره شهید نتیجه آن همه صبر و استقامت خود را در منطقه زاهدان بعد از حدود دو سال به دست آورد.