https://shohada.org/fa/shahid/content/219719
شناسه خبر: 219719
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۰:۳۳
خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از زهرا داوری : بعد از شهادت همسرم علی اصغر خدمتگزار مدتی از خانه بیرون نمی رفتم چون من یک زن جوان با سه بچه ی کوچک و زخم زبان مردم، نمی توانستم از خانه بیرون بروم یک روز جمعه خیلی دلم گرفته بود و به یاد ایامی افتادم که با علی اصغر به باغ مزار و سید مرتضی می رفتیم شب خواب دیدم علی اصغر آمده و بچه ی کوچکمان هم در بغلش است و ملیحه دختر دیگرم در پشت سرش و من نیز در کنارش ایستاده ام و سیدمرتضی را زیارت کردیم و با ماشین به میدان باغ مزار آمدیم و همراه علی اصغر از پیاده رو خیابان بع سمت منزل حرکت کردیم در همان حالت خواب یک دفعه یادم آمد که علی اصغر شهید شده. پرسیدم: علی اصغر جان شما که شهید شده ای چه طور شده که آمده اید؟ و سالم هستید که بعد گفت: من شهید شده ام اما آمدم که شما را به زیارت ببرم. پرسیدم: جایتان چگونه است؟ گفت: بسیار خوب اگر ببینید دل نمی کنید. گفتم: مرا ببر تا ببینم گفت: نه. هنوز زود است و هر چه اصرار کردم فایده ای نداشت با هم راه می رفتیم که به مزار مدرس برویم به کنار درختی رسیدیم به درخت تکیه کردم و به محض این که آن طرف را نگاه کردم دیدم همسرم علی اصغر نیست و تا آمدم که به دنبالش بگردم از خواب بیدار شدم.