https://shohada.org/fa/shahid/content/219849
شناسه خبر: 219849
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۰:۳۵
احساس مسئولیت
قرار بود از طرف سپاه به پسرم موتوری بدهند مهدی دو هزار تومان کم داشت. من دو هزار تومان از خواهرم قرض گرفتم و به مهدی دادم. مهدی گفت مادر پول را از کجا آورده ای؟ گفتم قرض گرفته ام. گفت: مادر من این پول را نمی گیرم، می خواهم به جبهه بروم، دوست ندارم زیر دین کسی باشم. خلاصه هر کاری کردم پول را قبول نکرد و ناچار شدم دوباره پول را به خواهرم بازگردانم. پسرم می ترسید که به جبهه برود و شهید شود و دیگر نتواند پول را باز گرداند خیلی معتقد به اینگونه مسائل بود. 1- احساس مسئولیت