https://shohada.org/fa/shahid/content/220858
شناسه خبر: 220858
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۰:۴۸
تقید به جماعت 2
به روایت از علی محمد حافظی عسگری : یک روز پدرم من و پسر خاله ام را که پدر نداشت به نماز جمعه برد. آن روز باران شدیدی شروع به باریدن کرد و هر کس به دنبال این بود که پلاستیکی پیدا کند و بر سرش بکشد. ما هم این کار را کردیم و نمازمان را خواندیم و با پدرم به منزل برگشتیم.