https://shohada.org/fa/shahid/content/220881
شناسه خبر: 220881
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۰:۴۸
پیش بینی شهادت 2
به روایت از رقیه صادقی نژاد : دفعه آخری که می خواست به جبهه برود، برادرش را صدا زد و گفت: برادر بیا که این دفعه می خواهم حرفهایی بزنم که تا به حال نزده ام. آیا آمادگی شنیدن این حرفها را دارید؟ من و برادرانشان گفتیم: بله. ما آمادگی کامل داریم و مسئله ای برای ما نیست. یک دفعه گفت: اگر من شهید شدم دوست دارم در بهشت رضا (ع) در کنار دوستانم خاکم کنید. بعد من گفتم: ای بابا! هر وقت که اینجایید می روید پیش دوستانتان و حالا هم که می خواهید از پیش ما بروید، دوست دارید در کنار آنها باشید. (چون آن زمان خانه ما نزدیک خواجه ربیع بود و مزار برادر شهیدم در خواجه ربیع بود) گفتم: اولا: مزار برادرم در اینجاست. دوما، خانه ما هم اینجاست. شما که می خواهید شهید شوید بعدا من چطور با چهارتا بچه کوچک به بهشت رضا (ع) بیایم؟ پس باید خواجه ربیع دفنت کنیم. شهید گفت: هر جا که صلاح می دانید و دوست دارید مرا دفن کنید. در این حین برادر شهید گفت: ای بابا، ما یک دقیقه آمدیم پیش شما که همدیگر را ببینیم و چند کلمه ای صحبت کنیم، نمی دانستیم شما این چنین حرفهایی می زنید. من گفتم: ما همیشه از این حرفها می زنیم، برایمان عادی شده است.