https://shohada.org/fa/shahid/content/220884

شناسه خبر: 220884
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۰:۴۸

خبر شهادت

به روایت از علی محمد حافظی عسگری : سال 63 دو سه روز به عید مانده به قم و از قم به یزد منزل پسر دایی ام رفتیم . ساعت 10/30 دقیقه شب بود . بک نفر به منزل ایشان زنگ زده و گفته بود ما هر جا تماس گرفتیم ایشان را پیدا نکردیم تا بالاخره گفتند یزد منزل شماست . آقای حافظی به ما گفت: اتومبیلتان را بگذارید و با اتوبوس به مشهد بروید . گفتم : برای چه؟ گفت : یکی از اقوامتان فوت کرده ، خودتان را سریع به مشهد برسانید . با هم به مشهد آمدیم وقتی جلوی درب خانه برادرم رسیدم دیدم که حجله عزا و علمی مقابل درب خانه است و کوچه شلوغ است . آنجا بود که فهمیدم برادرم شهید شده است اما من به خاک سپاری و تشییع جنازه برادرم نرسیدم .