https://shohada.org/fa/shahid/content/220892
شناسه خبر: 220892
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۰:۴۸
خاطرات جنگی
به روایت از علی محمد حافظی عسگری : در عملیات مسلم بن عقیل دشمن نیمه های شب به ما پاتک زد. و با یک گروهان و شاید کمی هم بیشتر پاتک زده بود. در آن نیمه شب یکی از برادران بسیجی در فاصله پنج متری اش یکی از نیروهای دشمن را می بیند و زبانش بند می آید. با حالت ترس می گوید: عراقی، عراقی، آن مزدور عراقی از ترس به برادر بسیجی می گوید: اشهد ان محمدا رسول ا.... که بلافاصله برادر بسیجی اسلحه اش را روی رگبار می گذارد و می گوید: اشهد ان علی ولی ا... این روحیه دشمن مزدور بود.