https://shohada.org/fa/shahid/content/220911
شناسه خبر: 220911
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۰:۴۸
ناظر و شاهد بودن شهید بر تمام امور 3
به روایت از رقیه صادقی نژاد : شهید قبل از شهادتش گفت : این مغازه را یادگاری برای بچه های می گذارم آن را حفظ کنی پس از شهادت ایشان تا سه سال بر مسئله تجاری مغازه باشهرداری مشکل داشتیم . چونکه شهرداری مبلغ 3 میلیون تومان طلب کرده بود. یک روز عصر به زیارت حرم امام رضا (ع) رفتم . در آنجا به شهید گفتم:خودت این مغازه را برای بچه ها گذاشتی ، خودت باید کمک کنی . همان شب خواب دیدم که ایشان آمد و گفت : ای بابا چرا اینقدر به خودت سخت می گیری ؟ یک مقداری هم خرید کرده بود . آنها را دم درب حیاط گذاشت و رفت من هر چه گفتم : کجا می خواهی بروی ؟گفت کسی منتظرم هست . مثل همیشه که می گفت : کسی منتظرم هست . بعداً به شهرداری رفتیم و مبلغ 3 میلیون تومان را قسط بندی کردیم و مشکل به لطف خدا حل شد .