https://shohada.org/fa/shahid/content/221341
شناسه خبر: 221341
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۰:۵۴
خبرشهادت
به روایت از مریم زارعی : خواهرش می گوید یک شب خواب دیدم که یک بزغاله ای آوردند و در یخچال گذاشته اند،که از یک طرف آن خون می ریزد و طرف دیگر آن سالم است.گفتم:ما که بزغاله نداشتیم؟!و از خواب بیدار شدم.فردا که به تعاونی بسیج برای دریافت قالیچه رفتم دیدم که چند نفر صحبت می کنند و می گویند:پیکر محمد جوادی و نامنی را آوردند.من با شنیدن این جمله گریه کردم و گفتم:جوادی؟!گفتند:بله.گفتم:خدا مرگ دهد او برادر است آنها با دیدن این صحنه و تاثر من گفتند:نه جوادی و نه نامنی است. گفتم:حرفتان را عوض نکنید او برادر من است.