https://shohada.org/fa/shahid/content/221368

شناسه خبر: 221368
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۰:۵۴

وصیت شماره 1 - شهید محمدعلی جنیرانی

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و الصلاه و السلام علی سیدنا محمد و اله الطیبین الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین اما بعد ای خدای مهربان و ای رب غفور و ای خدای شهیدان یا معز المومنین و یا مذل الکافرین ای خالقم ای رازقم و ای معبودم و اگر اشتباه نکنم و حقیقت باشد ای محبوبم ای غیاث المستغیثین ای حبیب قلوب صادقین تو قادر بر همه چیز هستی می توانی یک لحظه اراده کنی تا تمام گناهان من پاک شود و تمام امراض درونی من شفا یابد تو می توانی که از لطف خود مرا به این درجه ایمان برسانی که صادقین را دوست داشته باشم و خودم هم از صادقین باشم. ای دوست دارنده قلوب صادقین گناهانم فزونی یافته و حدود بیست سال از عمرم سپری شده ولی یک عمل صالح را که به عنوان نمونه عوض این بیست سال بتوانم ارائه دهم ندارم. در این زمان که عزیزان تو (رزمندگان بسیجی) لذیذترین و پرشورترین اوقات عمر خویش را صرف مناجات تو می کنند کم عمر ابه به بطالت گذارندم. ای خدای غفور چگونه این عزیزان که هنوز شاید به بلوغ نرسیده اند با سرعتی نا محسوس به طرف محبوب و مشوقشان در حرکتند. تماشای مناجات و صورت نورانی بی گناهشان به انسان روحی تازه می بخشد و انسان را متوجه تو می نماید. سالها طول می کشد تا بتوانیم که زندگی آنها را درک کنیم و بفهمیم که چقدر زیبا و عاشقانه به زیارت مهدی عزیز، یوسف زهرا(س) نائل می شدند. خداوندا در زمانیکه جوانان مسلمان عاشقانه خون و جان خود را این چنین هدیه می کنند معصیت تو را کردم. هر چند دست مرا گرفتی ولی باز من فرار کردم و به گناه روی آوردم ای خدای مهربان می توانی تمام عقب افتادیهای مرا با یک لطف و نظر جبران کنی خداوندا با تمام اینها باز امیدوارم مرا ببخشی امید به لطف توست که مرا آماده لقاءت می سازد و امید به تو مرا آماده می کند که از تو بخاهم در جوار اولیاءت و ائمه هدی و جوار نبی اکرم(ص) و حسین در بهشت موفق شوم. اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد. ای خدای بزرگ دو مرتبه آمدم ولی مرا نپذیرفتی ای خدای بزرگ عزیزان ما در دشت خرمشهر به لقای تو رسیدند ولی من مردود شدم. ای خدای غفور شهیدان ایوب و رنجبر و فریدونی و سید ابراهیمی و ورزنده و خویی و شاهدی در کوه های غرب در کشور عراق کشور حسین به خون خوش غلطیدند و عاشقانه ازدواج خویش را در بستر عشق با عروس شهادت نمودند و در آن شب نتوانستم به سعادت ابدی برسم. خون آغشته به گناه گوشت و پوست مخلوط به گناه لیاقت نداشت که در راه حفظ و حراست از ثغور اسلام و قرآن شریف و مقدس فدا گردد. ای خدای بخشنده امیدوارم اینبار که مرتبه سوم است با قصد ازدواج وارد جبهه می شوم مرا قبول کنی امیدوارم دیگر دست رد به سینه من نزنی امیدوارم سعادت بزرگ را نصیبم کنی و دیگر از قفس تنگ و تاریک بیرونم آوری و با قطعه قطعه شدن پیکرم گناهانم را بیامرزی و روحم را به سوی خود پرواز دهی. خدایا می آمدم به سوی تو ولی با حرفهای زیادی مواجه شدم خدیا به من می گفتند چرا تو درس نمی خوانی؟ دیگر نمی دانند که من می خواستم در دانشگاه امام حسین فارغ التحصیل شوم الحمد الله پدر و مادری به من دادی که که بدون هیچ ناراحتی مخصوصا مادرم مرا از رفتن به جبهه ممنوع نکردند خدایا نعمت رهبر انقلاب را چگونه شکر کنم خداوندا تو را سپاس که مرا از دوستداران خمینی قرار دادی خدایا تو را شکر که اگر نتوانستم او را یاری کنم اما از علاقه مندان قلبی این مرد الهی باشم خدایا تو را شکر می کنم که مرا به نعمت تشییع و ولایت اهل البیت متنعم کردی چون اگر این نعمت را به من نمی دادی هلاک می شدم من رکبها نجی و من تخلف عنها هلک. خداوندا تو را شکر می کنم که مرا از دوستداران حضرت زهرای عزیز قرار دادی چون رسول تو فرموده من احبها فقد احبنی و من اذاها فقد اذاتی خداوندا تو را شکر می کنم که مرا با دوستان شهید آشنا کردی و باز تو را شکر می کنم که در دنیا توفیق سلام کردن به آنها و همسنگر شدن با آنها را به من عنایت کردی شکر تو را که مرا با برادران شهید محمدی، بانکی، حججی، سنایی ها، آل ایوب و ... آشنا کردی خداوندا تو را سپاس که نعمت بزرگ طلبگی و تحصیل معارف اسلامی را به من عطا کردی خداوندا من که سعادت رسیدن محضر حضرت مهدی را ندارم ولی از تو می خواهم سلام مرا به او ابلاغ کنی خداوندا از تو می خواهم پدر و مادر و تمام کسانی که به گردن من حق دارند و از دست من رنجیده شده اند را راضی کنی خداوندا فرج امام زمان را نزدیک و قلبش را از ما راضی و خشنود گردان و نایب او را تا ظهورش برای امت اسلامی حفظ فرما. والسلام 1362/7/13