https://shohada.org/fa/shahid/content/221827
شناسه خبر: 221827
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۱:۰۲
تولد و کودکي
راوی مریم توکلی: یکی از دوستانش تعریف می کرد وقتی سید علی کلاس دوم یا سوم بود . یک شب با هم به روضه رفتیم بعد از روضه هم برای نماز جماعت به صف آخر پیوستیم . اواخر نماز بود . فقط یک سجده آخر مانده بود سید علی بلند شد و گفت : من که خسته شدم می روم خانه خندیدم و گفتم : فقط یک سجده دیگر مانده گفت: آقا دیگر خیلی طولانی شد روضه اش هم طولانی بود من که خسته شدم . بعد هم کفشهایش را برداشت و رفت.