https://shohada.org/fa/shahid/content/221828
شناسه خبر: 221828
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۱:۰۲
امدادهاي غيبي
راوی سید علی توکلی: سید علی برای مادرش تعریف می کند که یک روز مشک آبی روی الاغ گذاشته بودیم و برای رزمندگانی که سر کوه بودند می بردیم . به کمر کوه رسیدیم، ناگهان الاغ مشک آب را انداخت و خودش فرار کرد ما هم دنبالش دویدیم. تا بگیریمش. در همین لحظه خمپاره ای آمد و به همان موضع قبلی ما اصابت کرد.