https://shohada.org/fa/shahid/content/222042

شناسه خبر: 222042
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۱:۰۴

گذشت و اغماض

راوی محمد حسن نیری: در سال 61 که با محمد در جبهه بودیم به طور دسته جمعی به نیروها مرخصی دادند برادری از برادران مشهد با ایشان شوخی می کرد ند . در بین راه که می آمدیم در تهران اتوبوس برای تعویض روغن توقف کوتاهی داشت کنار خیابان ایستاده بودیم نمی دانم بین این دو نفر چه مطالبی گفته شد که ناگهان برادر مشهدی سیلی محکمی به صورت محمد زد . طوری که چشمانش پر اشک شد ولی ایشان بدون عکس العمل صورتش را برگرداند و به این طرف آمد . این عکس العمل او همه بچه ها را تحت تأثیر قرار داد و همه می گفتند: احسنت بر فلانی اگر ما جای او بودیم حتماً عکسلعمل شدیدی نشان می دادیم . وقتی در شهرستان پیاده شدیم خود برادر مشهدی آمد و عذر خوای می کرد و اقرار به اشتباه خود داشت .