https://shohada.org/fa/shahid/content/222043

شناسه خبر: 222043
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۱:۰۴

آخرين وداع با دوستان

راوی یحیی جعفری: حدود دو هفته قبل از شروع عملیات بدر من به گردان شهید محمد ترکانلو که در شوش بود رفتم ولی ایشان برای شناسایی به خط مقدم رفته بود و من موفق به زیارتش نشدم. پس از یک روز که گذشت هنگام غروب آفتاب در اهواز در محل تبلیغات و انتشارات ایستاده بودم و کتب و مجلات را نگاه می کردم که ناگهان متوجه شدم یک نفر از پشت سر چشمانم را گرفت مدتی کوتاه مکث کردم و با خود حدس زدم که ایشان است، لذا نامش را صدا زدم. دستانش را برداشت و همدیگر را در آغوش گرفتیم. بعد از احوالپرسی به من گفت که عجله دارم و باید سریع برگردم چون با جانشین گردان آقای صفری همراه هستم مدتی کوتاه نزد هم بودیم و بعد از هم خداحافظی کردیم و در موقع جدا شدن گفت: برای ما دعا کن و رفت. من احساس عجیبی پیدا کردم و از پشت سر او را همراهی کردم تا او رفت و سوار بر ماشین شد برای یک لحظه احساس کردم که دیگر او را نمی بینم و این آخرین دیدار ما بود به همین خاطر اشک در چشمانم حلقه زد. بعد از یک هفته که عملیات شروع شده بود و ما از شرق دجله عقب نشسته بودیم بعد از غروب آفتاب در جزیره مجنون سوار بر کامیون می شدیم که به عقب برگردیم. ناگهان متوجه شدم که تعدادی از قایق ها تازه به ساحل رسیده اند و نیرو پیاده می کنند با صدای بلند پرسیدم کدام لشکر و گردان هستید یک نفر پاسخ دادن گردان الحدید، یک لحظه خوشحال شدم، دوباره پرسیدم "محمد ترکانلو" را ندیده اید کسی پاسخم را نداد بار دوم با صدای بلند پرسیدم که یک نفر پاسخ داد آنها هنوز عقب هستند . در همان لحظه کامیونها حرکت کردند، وقتی به اهواز رسیدیم به مقر یگانشان مراجعه کردم. برادران تعاون گفتند: اسم ایشان در لیست مفقود الاثرها است، وقتی جریان را پیگیری کردم همراهان شهید اظهار داشتند که گردان ما در محاصره دشمن واقع شد و از طرفی هم ابلاغ شده بود که به عقب برگردیم اما شهید ترکانلو که مسئولیت فرماندهی دسته را به عهده داشت پیوسته گردان را تشویق به مقابله می نمود و خودش هم آرپی چی برداشته و مقابل تانکهای دشمن می ایستادند که عاقبتش در اثر ترکش گلوگله تانک مجروح و به شهادت رسیدند.