https://shohada.org/fa/shahid/content/223035

شناسه خبر: 223035
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۱:۱۷

پیش بینی شهادت

به روایت از طیبه بنایی رضوی : پدرمان در سن طفولیت شهید، فوت نموده بود. مادرم زحمت همه ی ما را قبول کرده بود و ما بزرگ شدیم. من که فرزند بزرگ خانه بودم به همراه خواهرم و یک برادر دیگرم ازدواج کرده و از خانواده جدا بودیم. برادرم محمدرضا زیاد به جبهه می رفت برای این که مانع جبهه رفتن او شویم به او پیشنهاد ازدواج دادیم او هم خیلی زود قبول کرد ولی چون جبهه زیاد می رفت چند جا خواستگاری رفتیم جواب رد شنیدیم. دفعه ی آخر که به مشهد آمده بود کلا روحیه اش عوض شده بود و گفت دیگر به خواستگاری نروید من تا آخر جنگ قصد ازدواج ندارم. خداحافظی کرد و رفت . دو روز به شهادتش یک تلگراف برای مادرم فرستاد و نوشته بود مادر جان دیگر برایم خواستگاری نروید خداوند دامادم می کند. بعد از این تلگراف، خبر شهادت و سپس جنازه اش را آوردند. روحش شاد.