https://shohada.org/fa/shahid/content/223119

شناسه خبر: 223119
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۱:۱۸

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی صدیقه مومن زاده : یک شب شهید محمدحسین بصیر را خواب دیدم آمده خانه با پیراهن بلند. سردستش و یقه اش سفید بود بقیه اش آبی آسمانی بود. رفت سر طاقچه نگاه کرد پرسید مامان اینها چه است اینجا گذاشته ای؟ گفتم : این تخم مرغ است درست کرده ام . گفتمش که نیمرو درست کردم. پرسید : این نیمرو را برای کاظم آقا درست کردی ؟ این را بیار بهشت رضا برای کاظم آقا ـ کاظم آقا برادرخانمش بود که از خودش زودتر شهید شده بود ـ گفتم : باشد حالا شبی بخور، برای کاظم آقا هم درست می کنم بعد از خواب بیدار شدم.